![]() |
![]() |
|
| ورود به شهر خورشید |
|
هنگامی که نفسها در تحجر خفقان اور جهل حبس میشوند وسکوت تنها پیام اور درد است...من به تو پناه میبرم هنگامی که چشمها در تاریکی پندارهای سرد از بینش محروم میشوند تا دلها در پتوی سرد ظلمت بی صدا بمیرند ...من به تو پناه میبرم ان هنگام شکوفه های امید یک به یک خشک میشوند و از درخت زندگی به زیر می افتند ....من به تو پناه میبرم هنگامی که خزان قریبی تمام داشته های باغ اشنایی را میپژمراند و یخبندان بیکسی رونق گرمابخش بهار ارزو را میبرد....من به تو پناه میبرم بهشت کجاست مگر نه در نهاد ارزومند به ارزو رسیده ای که معنای گرسنگی را از یاد برده است یادرتوهم دیوانه ای که معنی رنج را نفهمیده است یا در کلبه ی چوپانی که بره هایش به سلامت بازگشته اند بهشت مگر نه در جاییست که کودکی در کنار مادرش مستانه قهقهه میزند وشیر رشادت مینوشد یا در چشمان نابینایی که ملکوت نادیده هایش را در انچه دیگران میبینند میبیند اگر بهشت در اینجاست پس من در میان این جهنم که اتشش چشم جهان را کور کرده است چه میکنم من در این پهناور بینهایت بیکسی به کجا روی اورم دیر هنگامیست که دلم تنگ است برای دستهای پینه بسته ی دهقان گندمکار برای صورتهای افتاب سوخته ی کودکان برای کمرهای خمیده ی پیرزنان و برای مادرم پدرم برای دیدن انسانهای ساده دلتنگم برای قلبهای صاف وزلالشان بیتابم برای یکی شدن ظاهر وباطن برای تواضع وفروتنی...دلتنگم برای چشمهایی که از حلاوت یک سلام برق میزنند وبرای قلبهایی که از تندی یک نگاه میشکنند من هنوز راه بهشتم را گم نکرده ام من تعلقم را به عشق میدانم من بانسیم فریب وطوفان خشم از راهم منحرف نمیشوم و به راهم ادامه میدهم و همچنان خواهم رفت ...........
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط الهه محمدی |
|
|
یکی ازمسائل مهمی که در ارتباط میان انسانها مهم است گوش دادن به جای حرف زدن بیش ازحد است گوته میگوید سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر مادو گوش داریم ویک زبان برای اینکه بیشتر ازحرف زدن گوش بدهیم انسانها بادوچشم ویک زبان به دنیا می ایند تادوبرابر انچه میگویندببینند .همان افرادی که کمتر دیده اند بیشترحرف میزنند وانهایی که هیچ ندیده اند درباره همه چیز اظهار نظر میکنند.اصولا انسانهای بزرگ گوش کردن وانسانهای کوچک حرف زدن رابه انحصار خود درمی اورند وبه تعبیری اشخاص اندیشمند شنونده اند واشخاص کوته نظر گوینده .کسی که کمتر حرف بزند وبداندکه چگونه به حرف دیگران گوش کند بیشترین بهره را میبرد .افراد عمیق ومتفکرکمترحرف میزنندوبیشتر سعی میکنند شنونده خوبی باشند .افراد هر اندازه کوچکتر وکوته بینتر باشند سعی دارند باپرحرفی واندرز دادن به دیگران خود رابزرگ جلوه دهند به همین دلیل هرکس بسیار میگوید مردم ازاو دوری میکنند.برای انکه بتوانیم ارتباط درست وموثری بادیگران برقرار کنیم باید روش وسبک گوش دادن موثر رانیزیادبگیریم .شنیدن یک رفتار منفعلانه نیست بلکه میتواند به صورت فعال درایدو بابرخورد مناسبی برای صحبتهای گوینده نتیجه ای را درپی داشته باشد. امام باقر علیه السلام میفرماید خوب شنیدن را همچون خوب گفتن فراگیرید. فرانک تایگر میگوید هنر گوش دادن رافرا گیرید فرصتها گاهی به اهستگی در میزنند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:58 توسط الهه محمدی |
|
|
این سوال برای فردی در شرایط من زیاد عجیب نیست چون زندگی در خوابگاه ُزندگی کردن در نبود امکاناتی اساسی را به انسان می آموزد .یکی از آن امکانات نایاب تیوی می باشد.اغلب اتاق تلویزیون یامحل مطالعه است یاتلویزیون خراب است یامافرصت استفاده ازان رانداریم برای همین مااغلب ازاطلاعات روز بی خبریم این شایدبه معنای دوربودن ازاجتماع باشد امااگرازمن بپرسیدمیگویم که این اتفاق زیادهم بدنیست چون به نظرمن اطلاعاتی که هرروز اطریق تلویزیون به ما میرسدمفیدفایده نیست اغلب اخبارتلویزیون فقط مایه ی اضطراب است وکارکردی درزندگی ماندارد البته این به معنی خالی از استفاده بودن ان نیست اماحرف من این است که این اطلاعات را می توان از طریق جراید ومنابع دیگر به دست اورد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:9 توسط الهه محمدی |
|
|
امروز صبح در خیابان کارگر چند نفر با هم در گیر شدند.که به زد و خورد و فحاشی منجر شد .دلیل درگیری ظاهرا یک تصادف ساده اتومبیل بوده که می توانست با یک معذرت خواهی حل شود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:43 توسط الهه محمدی |
|
|
بادقت درمفاهیم دین اسلام درمیابیم که ارتباطات به شکل وسیع دامنه دار واثرگذاردرکلمات وایات اموزه های قران کریم موردتوجه است .این ارتباطات شامل رابطه ی متقابل خداباانسان وانسان باانسان است درقران کریم مفاهیم ارتباطی ازقبیل سخن گفتن خبررسانی بیان کردن وحی الهام داستان گویی خواندن نوشتن به کرات وبه مناسبتهای گوناگون مورداشاره قرارگرفته اند به نحوی که حدودیک سوم ازایات قران مشتمل مفاهیم فوق ومشتقات انهاست .تامل درتاریخ وخصوصاتاریخ ادیان این نکته راروشن می سازد که خداوندبزرگ ازطریق ارسال پیامبران نزول کتابهای اسمانی خودرا به انسان معرفی میکند.نکته ی قابل توجه جالب اینکه درکتب اسمانی ازپسامبران به عنوان نبی یادمیشود واین کلمه درعربی ازریشه ی نبابه معنی خبراست .کتابهای اسمانی به عنوان رسانه های نوشتاری تداوم بخش رسالت پیامبران اند .بدین ترتیب ملاحظه میشودکه یک برنامه ی منسجم وجامع اطلاع رسانی وتثبیت وتداوم ان ازطریق رسانه های نوشتاری برنامه ای عظیم وسرنوشت سازشامل معرفی خدابه انسانهاوهدایت انهاراعهده داراست .نکته ی دیگراینکه روشهای اطلاع رسانی چگونگی ایجادوبسط ارتباط وحتی محتوای پیام ها موردعنایت وتاکیدکتاب اسمانی قرارگرفته است برای مثال میتوان به ایاتی از قران کریم اشاره کردکه درانهاافعالی مانند قل۰بگو۰نبئ۰خبربده۰ اتل۰بخوان۰ حدث۰بیان کن۰ ذکر۰یاداوری کن۰.برای نحوه ی اعلام وتبیین ایات الهی به پیامبراعظم امرشده است. قران کریم براین معنی تاکیدمیکندکهپیام بایدمتناسب بامخاطب باشد .دراین رابطه میتوان به مواردی اشاره کردکه درایات مختلف به تناسب نوع مخاطب تاکیدبربکارگیری پیام متناسب باان مخاطب شده است.مواردی ازقبیل معروف ۰نیکو۰ سدید۰محکم۰ بلیغ۰رسا۰ کریم۰بزرگوارانه۰ میسور۰دست یافتنی۰ لین۰نرم۰ ثقیل۰سنگین۰ ازجمله صفاتی هستندکه برای نحوه ی سخن گفتن وایجادارتباط بکاررفته اند.مهمترین واخرین نکته اینکه درمفاهیم دین هدف ازارتباطات تاثیرگذاری ان است .خداوندسبحان برای ایات مطالبی که درقران نازل فرموده اهدافی راذکرمینماید۰خداوندنشانه های خودراتبیین میکندتاانسانهافکرکنند۰بقره۰ به طریق متقابل رابطه ی بین انسانهاباخدانیزواجداثارواهدافی است ۰انسان مسائل ونیازهای خودرامیگویدتاخداوندبه نیازاوپاسخ دهد ۰سوره غافر همچنین برای پیامهاوسخنان بشربابشردلائل واثراتی برشمرده است ۰حضرت موسی وهارون بافرعون به نرمی سخن گویندتااومتذکرشودوبترسد۰سوره ی طه بدین ترتیب ملاحظه میشودکه اثربخشی هدف غایی روابط متقابل خداوانسان وانسان باانسان است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:0 توسط الهه محمدی |
|
|
سلام بررویاهای ناتمام کودکانه وتحقق نیافته های بیکرانه .... سلام بر روزهای خستگی ،سلام برشبهای درازدلتنگی .... سلام بران روزی که غم را آفریدندتاشادی معناپیداکند.... سلام بران لحظه ای که گریه خلق شدتاخنده فهمیده شود.... سلام بربی کسی های عارفانه که شبها جزبدان روزنگردد ....وجزباگذراندن ان لحظه هاسپری نگردد.دلهای شکسته بامرهم درد،التیام می یابند وجانهای خسته باداغ فراق سامان.... سلام بران تقدسی که افتاب ازان نورگدایی می کندوماه زیبایی را.... دلهاعرصه ی جولان عشق اوست وجانها درمعرض طوفان فراق اوبی تاب است....وباز هم سلام....
ه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:40 توسط الهه محمدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام .... من الهه محمدي دانشجوي ارتباطات هستم. وبلاگ من شامل مطالب عمومي است
بخوانيد ونظر بدهيد. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|